۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸

دوباره حسِّش کردم…

تنها بودم، حس کردم دوباره نزدیک شده، خیلی قوی بود اینبار… لبخندشو دیدم، سرشو رو شونم حس کردم، چقدر آرامش داشت… دوست نداشتم بیدار بشم، این […]
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸

بیکار بودن ذهن و جسم

بیکار مونده بودم روحیه ام خسته شده بود یک روز نه سه چهار روز! کار پیش اومد، یه صحبت ساده، یه مسئولیت گردنم افتاد، کارا رفت […]
۲۰ اسفند ۱۳۹۷

سکته

پیری محترم سکته مغزی نمود همگی به کوشش درآمدند برای بهبودش آه و ناله و گریه در نگرانی حال پدر، گوش ها را تا پایتخت کَر […]
۱۸ بهمن ۱۳۹۷

اینم تموم شد، اونم تموم میشه…

قبل امتحانات ترم بود، وحشت بَرَم داشته بود که آیا میتونم فلان درس و فلان درس رو پاس بکنم یا نه! طبق معمول خودمو دست کم […]
۳۰ دی ۱۳۹۷

اگه نبودی…

سلام خدا خوبی؟ ارادت. خواستم بگم اگه نداشتمت الان کجا بودم؟ هرچند وقت یبار میشنوم صداتو بهم میگی “منو داری؟!!” اون موقع که حواسم پرت شده […]
۲۰ آبان ۱۳۹۷

به او نیاز دارم…

به کسی نیاز دارم که در کنار او پیش بروم، تنها دیگر نمی شود رفت، ادامه ی این راه خطرهای زیادی برای یک نفر دارد. تنها… […]
۱۷ آبان ۱۳۹۷

باز هم نگاهَش…

باز هم نگاهش… چَشمانَش… چه کنم؟!! دلبریش را؟! و شیطان را چه کنم! نکند شیطان است در میان ما؟! و دور قلب ما میپیچد؟!!؟! خدایا خود […]
۱۵ آبان ۱۳۹۷

به دیگران آرامش بده تا آرامش داشته باشی

سوال همه ی بشریت اینه کجا دنبال آرامش باشیم؟ آرامش رو چطور بدست بیاریم؟ به نظر من آرامش ما در گرو آرامش دیگرانه. یا حداقل درصد […]
۱۵ آبان ۱۳۹۷

خوشحال باش که زندگی سختی داشتی!

امروز درحال مشاهده یک کلیپ بودم، که باعث شد به این موضوع بیشتر، بهتر و عمیق تر فکر بکنم که “انسان هایی که سختی بیشتری در […]